العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
191
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
راستى هر كدام آنها گماشتهاند و در فرمان ديگرى ، چون بندههائى واداشته و باز داشته ، و اگر قديم و ازلى بودند ، از حالى بحالى دگرگون نميشدند . گفت : در علم نجوم چه فرمائى ؟ فرمود : آن دانشى است كم سود و پر زيان زيرا جلو مقدر را نگيرد و از ناگوارى پرهيز ندهد ، اگر منجم ببلائى خبر دهد از قضايش رهائى نبخشد ، اگر بخيرى گزارش دهد ، نتواند در آن شتاب ورزد ، و اگر به دو بدى رسد ، دفعش نتواند ، منجم با علم خدا در مبارزه است كه پندارد قضاى خدا را از خلقش ميگرداند . 4 - در مجالس صدوق بسندش از عبد اللَّه بن عوف بن احمر گويد : چون امير المؤمنين عليه السّلام خواست بسوى نهروان برود منجمى آمد و گفت : يا امير المؤمنين در اين ساعت مرو ، سه ساعت از روز گذشته برو ، امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : چرا ؟ گفت : اگر در اين ساعت به روى به تو و يارانت آزار و زيان سختى ميرسد ، و اگر در آن ساعت كه گفتم به روى پيروز ميشوى و بهر چه خواهى ميرسى . امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : ميدانى در شكم اين چهارپا چيست ؟ نر است يا ماده ؟ گفت : اگر بررسى كنم ميدانم ، فرمود : هر كه اين گفته تو را باور كند قرآن را دروغ شمرده كه خدا فرموده « البته نزد خدا است علم بساعت و فرو فرستد باران را ، و ميداند در رحمها چيست ، و هيچ كس نداند كه فردا چه بدست مىآورد و هيچ كس نداند بكدام سرزمين ميميرد ، و خدا دانا و آگاه است ، 24 - لقمان » محمّد هم آنچه تو دعوى ميكنى دعوى نميكرد . آيا تو پندارى ميدانى ساعتى را كه در آن برود بدى نبيند و ساعتى را كه هر كه در آن برود بدى كشد ، هر كه تو را در اين گفته باور كند از يارى جستن به خدا عزّ و جلّ در اين باره بىنياز شود ، و به تو نيازمندتر گردد در دفع بدى از خود ، و شايدش كه تو را بجاى خدا سپاس گويد ، و هر كه تو را در اين باره باور دارد تو را در برابر خدا همتا و ضدّ او گرفته ، سپس فرمود : بار خدايا فالى نيست جز فال تو ، و زيانى نيست جز زيان تو ، و خيرى نيست جز خير تو ، و معبودى